تبلیغات
اذکار و جملات ناب - مطالب ابر ذاکر

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

درجات ذکر

ذکر در جمیع مراتب، خلاص شدن از غفلت و نسیان به حسب هر مرتبه است و ذکر بر سه درجه است:

1ـ درجه اول، ذکر ظاهر است که ثنای حق باشد به تقدیس و تنزیه و تسبیح و تحمید و تکبیر و توحید و تمجید؛ چون کلمه جامعه «سُبحانَ اللّه ِ وَ الْحَمْدُللّه ِ وَ لااِلهَ اِلاَّ اللّه ُ وَ اللّه ُ اَکْبَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه ِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ».

و از اذکاری که بر قلوب، افاضه مراتب توحید می کند. این کلمه تامّه کامله مکمّله است که در ترتیب وجودِ مرکب از ظلمات، عنصری طبیعی و انوار روحی قدسی به غایت مناسب افتاده است که به نفی «لاإله» تصفیه ظلمات می کند و به اثبات «الاّاللّه » تجلیه انوار می نماید، لااله الاّاللّه می گوید.

و امّا دعای کلمات جامعه که در قرآن مجید واقع است؛ چون: «رَبَّنا آتِنَا فِی الدُّنیا حَسَنةً وَ فِی الاْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ» هر آیتی که مصدّر به ربّنا و ربّ واقع است از قبیل دعا است.

و اما اذکار را رعایتی است؛ یعنی اذکار را با رعایت حضور قلب ادا کند و در تلاوت کلام اللّه و ادای صلاة و اوراد و اوقات ترتیل، جمعیت خاطر و آداب و سنن مرعی دارد تا ظاهر وی ذاکر بود؛ یعنی ذکر ظاهر وی معتبر بود.

2ـ درجه دوم، ذکر حقی است که ذکر چنان بود که کسی را بر آن اطلاع نباشد. رسول صلی الله علیه و آله چنین فرموده است که ذکر خفی آن است که از مسامع، محفوظ و در مخازن الطاف الهی مخزون بود و این ذکر به هفتاد درجه بر ذکر ظاهر و علانیه ترجیح دارد و در وقت درماندگی بنده، میزان حسنات را از مساوات مساوی کثیره، ترجیح عظیم کند؛

3ـ درجه سیّم، ذکر حقیقی است و آن مشاهده ذکر حق است مر تو را؛ یعنی دریابی این را که تو مظهر ذاکریّت حق تعالی گشته ای، حق تعالی تو را به این ذکر یاد کرده است در ازل آزال و این ذکر بین الذاکرین است. یکی ذکر ازلی، دیگر ذکر ابدی که موعود «فَاذْکُرُنی اَذْکُرْکُمْ» است. پس از شهود ذکر خود، خلاص شوی که خود را از میانه برداری تا در میان راه یابی و بشناسی که ذاکری که از شهود ذکر خود خلاص ناگشته، دعوی ذکر حقیقی کند، مفتری و کاذب بود.

منبع :http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4693/4885/40647

توفیق ذکر

توفیق ذکر

اگر خداوند قدرت و توانایی و توفیق ذکر به بنده ای ندهد، بنده قدرت بر ذکر گفتن ندارد، پس توفیق ذکر هم شکر می خواهد و هرچه شکر نعمتهای خداوند بیشتر و بیشتر انجام گیرد

فیض خداوند نیز بیشتر شامل آدمی می گردد.

مولوی می گوید:

نـی تــرا در کــار مــن آورده ام نی که من مشغول ذکرت کرده ام

درد عشق تو کمند لطف ماست زیـر هـر یـارب تـو لبیک هاست

حضرت علی در دعای کمیل می فرماید:«واجعل لسانی بذکرک لهجاً؛ و اسئلک بجودک… ان تلهمنی ذکرک»

خداوند می فرماید:«الذین یذکرون الله قیاما و قعوداً و علی جنوبهم؛ کسانی که در حال ایستاده و نشسته و خوابیده بر پهلو به ذکر خدا مشغول اند» (سوره آل عمران، آیه 191)

مومن تا زمانی که در یاد خداست، مثل آن است که در نماز است. اکثر عبادتهای انسان حد و مرزی دارد. زمان خاصی دارد و یا مکان خاصی، تنها عبادتی که هیچ قیدی ندارد، ذکر است.

دائم الذکر بودن و طهارت ظاهر و باطنی و طمأنینه و انبساط خاطر و…همه از تداوم ذکر حاصل می شود. همین که انسان توفیق ذکر گفتن پیدا کند، و همیشه ذاکر باشد. بقیه امور به مرور سامان خواهد یافت. آدمی نباید بنشیند و بگوید تا تمام مقدمات فراهم نشود، من ذکر نمی گویم، هم باید ذکر گفت و هم شرایط اثرگذاری ذکر را فراهم کرد.

خداو ند می فرماید:«یا ایها الذین آمنوا اذکرواالله ذکراً کثیراً؛خداوند را زیاد یاد کنید». مراد از ذکر کثیر ـ که هم ذکرهای زبانی را شامل می شود و هم ذکرهای قلبی را ـ این است که انسان در همه حال به یاد خدا باشد و او را یاد کند.



منبع :http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/5305/49586