تبلیغات
اذکار و جملات ناب - مطالب حدیث درباره ذکر

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

بالاترین ذکر

در باره برترین ذكر و اینكه در میان اذكار رایج، كدام یك از آنها افضل و برتر مى‏باشد، روایات و احادیث فراوانى وجود دارد و به چند گروه تقسیم مى‏شود:
گروه اوّل‏
: روایاتى كه تصریح دارند بر اینكه مجموع تسبیحات اربعه یعنى سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر برترین ذكر مى‏باشد.
روایات این گروه فراوان بوده و از طریق شیعه و اهل سنّت، متّفقا نقل شده‏اند
گروه دوم‏
: روایاتى كه تصریح دارند بر اینكه ذكر لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العلى العظیم برترین و بالاترین ذكر است.
این گروه روایات نیز، هم از طریق شیعه نقل شده‏اند و هم از طریق اهل سنّت‏ .
گروه سوم‏
: روایاتى كه تصریح دارند بر اینكه ذكر لا إله إلّا اللَّه برترین و بالاترین‏ ذكر است.

روایات این گروه نیز فراوان بوده و از طریق شیعه و اهل سنّت نقل شده‏اند
گروه چهارم‏
: روایاتى كه تصریح و تأكید دارند كه ذكر الحمد للَّه به تنهایى، برترین و بالاترین اذكار است.
گروه پنجم‏
: روایاتى كه تصریح دارند بر اینكه ذكر اللَّه اكبر برترین ذكر است.
گروه ششم‏
: روایاتى كه تصریح دارند بر اینكه ذكر صلوات بر پیامبر و خاندان ایشان برترین ذكر است.
گروه هفتم‏
: روایاتى كه تصریح دارند بر اینكه ذكر تسبیح فاطمه زهرا علیها السّلام برترین و بالاترین ذكر است.
و ...



منبع کتاب :
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى - تهران، چاپ: اول، 1379 ش.

بهترین ذکر وعبادت

قال الله تبارك و تعالی : ما تحبب إلی عبدی بأحب مما افترضت علیه .

امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چیزی محبوبتر از انجام واجبات به من دوستی نكند .

اصول كافی ، ج 3 ، ص 129





درجات ذکر

ذکر در جمیع مراتب، خلاص شدن از غفلت و نسیان به حسب هر مرتبه است و ذکر بر سه درجه است:

1ـ درجه اول، ذکر ظاهر است که ثنای حق باشد به تقدیس و تنزیه و تسبیح و تحمید و تکبیر و توحید و تمجید؛ چون کلمه جامعه «سُبحانَ اللّه ِ وَ الْحَمْدُللّه ِ وَ لااِلهَ اِلاَّ اللّه ُ وَ اللّه ُ اَکْبَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه ِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ».

و از اذکاری که بر قلوب، افاضه مراتب توحید می کند. این کلمه تامّه کامله مکمّله است که در ترتیب وجودِ مرکب از ظلمات، عنصری طبیعی و انوار روحی قدسی به غایت مناسب افتاده است که به نفی «لاإله» تصفیه ظلمات می کند و به اثبات «الاّاللّه » تجلیه انوار می نماید، لااله الاّاللّه می گوید.

و امّا دعای کلمات جامعه که در قرآن مجید واقع است؛ چون: «رَبَّنا آتِنَا فِی الدُّنیا حَسَنةً وَ فِی الاْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ» هر آیتی که مصدّر به ربّنا و ربّ واقع است از قبیل دعا است.

و اما اذکار را رعایتی است؛ یعنی اذکار را با رعایت حضور قلب ادا کند و در تلاوت کلام اللّه و ادای صلاة و اوراد و اوقات ترتیل، جمعیت خاطر و آداب و سنن مرعی دارد تا ظاهر وی ذاکر بود؛ یعنی ذکر ظاهر وی معتبر بود.

2ـ درجه دوم، ذکر حقی است که ذکر چنان بود که کسی را بر آن اطلاع نباشد. رسول صلی الله علیه و آله چنین فرموده است که ذکر خفی آن است که از مسامع، محفوظ و در مخازن الطاف الهی مخزون بود و این ذکر به هفتاد درجه بر ذکر ظاهر و علانیه ترجیح دارد و در وقت درماندگی بنده، میزان حسنات را از مساوات مساوی کثیره، ترجیح عظیم کند؛

3ـ درجه سیّم، ذکر حقیقی است و آن مشاهده ذکر حق است مر تو را؛ یعنی دریابی این را که تو مظهر ذاکریّت حق تعالی گشته ای، حق تعالی تو را به این ذکر یاد کرده است در ازل آزال و این ذکر بین الذاکرین است. یکی ذکر ازلی، دیگر ذکر ابدی که موعود «فَاذْکُرُنی اَذْکُرْکُمْ» است. پس از شهود ذکر خود، خلاص شوی که خود را از میانه برداری تا در میان راه یابی و بشناسی که ذاکری که از شهود ذکر خود خلاص ناگشته، دعوی ذکر حقیقی کند، مفتری و کاذب بود.

منبع :http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4693/4885/40647

حقیقت ذکر

حقیقت ذکر

حقیقت ذکر آن است که هر چه جز مذکور است در ذکر فراموش کنی و از اینجا ذکر سر خواهد نه ذکر زبان. از بهر آن که نسیان صفت سر است. باید که این ذکر که در مقابله نسیان است هم صفت سر باشد. یعنی در سر به حقیقت ذاکر نباشی تا هر چه جز حق باشد از سر تو فراموش نگردد.

اما آن که ذکر که به زبان باشد به حکم شریعت اتصال دارد نه به حکم حقیقت و آن چه به حکم شریعت اتصال دارد وقتی باشد و وقتی نباشد [چون نماز و روزه که وقتی باشد و وقتی نباشد [ذکر زبان را حکم همین است و بنده به فرو ایستادن از ذکر ملام نگردد.

* * *

صدق با کذب ضدینند و دلیل صحت این آن است که مصطفی صلی الله علیه و آله بسیار وقت بودی از ذکر حق که خفته بدی یا طعام و شراب خوردی یا با خلق سخن گفتی و نشایستی که یک ذره حق را ذاکر نبودی که در آن ساعت که ذاکر نبودی غافل بودی و غافل محجوب باشد.

رتبتی که رتبت او کم ترین رتبت انبیاء است از حق غفلت روا نباشد بر سید انبیاء کی روا باشد؟!

و به حقیقت چون این سخن را باز جویی ذکر زبان نباشد مگر از غفلت قلب. چون دل غایب باشد بر زبان ذکر آرد تا به ذکر غایب او را انس باشد. باز چون به سر ذاکر باشد ذکر سر مشاهدت باشد و مشاهدت نباشد مگر به حضور و حاضر را به ذکر زبان حاجت نیاید آن که او را مشاهدت پدید آید هر دو کون در میان راه نیابد زبان کجا راه یابد؟!

ثمره ذکر

ثمرت ذکر، ثواب است، و ثواب، نصیب بنده است و ثمرت تفکر، جلال و هیبت است، و این نصیب حق است از بنده به این مشغول باشد اجلال حق را و هر چند جلال بر کسی غالب تر گردد او از خویشتن و از صفات خویشتن فانی تر گردد و از آن دیگر اِعراض کند و از دوست، غیر دوست خواستن بی حرمتی باشد.

مقامات

پس اول مقام، مقام ذکر است و این مقام طالبان و غایبان است. باز مقام فکرت است، و این مقام بینندگان است، یاد کنند تا ببینند. چون ببینند فکرت کنند تا چه می بینند، چه و چون نیابند. در نظر جلال و هیبت حق متحیر فرو مانند نه با ایشان ذکر ماند و نه فکر. حال عارفان این باشد، و این را مقام فنا خوانند.

هر که به زبان گوید: الله و در سر او مشاهدات الله نباشد، این کس دروغ زن است، و دلیل این قصه منافقان است که چون بر زبان صدق راندند و به سر مشاهدت صدق نبودند و صفت کذابی یافتند و این از آن معنا است که زبان مخبر و معبر است.

منبع :http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/0/40641?SearchText=%D8%B0%DA%A9%D8%B1

موانع ذکر

موانع ذکر

1. فراموشی

خداوند انسانی را که فراموش کرده به وظیفه خود عمل کند، مؤاخذه نمی کند و بر او گناهی نیست، لیکن بنده چقدر باید قدرشناس باشد که خداوند و یاد او را در زندگی فراموش کند.

2. غفلت

خداوند نسبت به بعضی از بندگانش می فرماید:«و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هویه؛ از آن کس که دل او را از یادمان غافل کردیم و از هوای خویش پیروی کرده، فرمان نبر»(سوره کهف، آیه28)

که در این صورت خداوند مهر غفلت بر قلب انسان می زند و از یاد خدا دور می ماند و گاهی اوقات خود انسانها با غفلت ازآخرت«و هم عن الاخره غافلون» و یا از آیات و نشانه های خداوند غافل هستند:«ان کثیرا من الناس عن آیاتنا لغافلون»(سوره یونس، آیه 92) که این هم فراموشی از یاد خدا را سبب می شود.

3. تسلط شیطان

خداوند می فرماید: «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکر الله…؛ شیطان بر آنها تسلط یافت. پس یاد خدا را از یادشان برد.» (سوره مجادله، ایه 19)

4. دنیا طلبی

خرید و فروش و تجارت و مشغول شدن به دنیا، ممکن است بعضی از انسانها را از یادخدا غافل کند. لیکن مردان خدا و مؤمنان واقعی از دلمشغولی دنیا بدورند:«رجال لا تلهیهم تجاره و لابیع عن ذکرالله».(سوره نور،آیه 37) دل حریم الهی است که باید از غیر آن تهی شود، نه آنکه همه در آن جای داشته باشند مگر صاحب اصلی.

منبع :http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/5305/49586

توفیق ذکر

توفیق ذکر

اگر خداوند قدرت و توانایی و توفیق ذکر به بنده ای ندهد، بنده قدرت بر ذکر گفتن ندارد، پس توفیق ذکر هم شکر می خواهد و هرچه شکر نعمتهای خداوند بیشتر و بیشتر انجام گیرد

فیض خداوند نیز بیشتر شامل آدمی می گردد.

مولوی می گوید:

نـی تــرا در کــار مــن آورده ام نی که من مشغول ذکرت کرده ام

درد عشق تو کمند لطف ماست زیـر هـر یـارب تـو لبیک هاست

حضرت علی در دعای کمیل می فرماید:«واجعل لسانی بذکرک لهجاً؛ و اسئلک بجودک… ان تلهمنی ذکرک»

خداوند می فرماید:«الذین یذکرون الله قیاما و قعوداً و علی جنوبهم؛ کسانی که در حال ایستاده و نشسته و خوابیده بر پهلو به ذکر خدا مشغول اند» (سوره آل عمران، آیه 191)

مومن تا زمانی که در یاد خداست، مثل آن است که در نماز است. اکثر عبادتهای انسان حد و مرزی دارد. زمان خاصی دارد و یا مکان خاصی، تنها عبادتی که هیچ قیدی ندارد، ذکر است.

دائم الذکر بودن و طهارت ظاهر و باطنی و طمأنینه و انبساط خاطر و…همه از تداوم ذکر حاصل می شود. همین که انسان توفیق ذکر گفتن پیدا کند، و همیشه ذاکر باشد. بقیه امور به مرور سامان خواهد یافت. آدمی نباید بنشیند و بگوید تا تمام مقدمات فراهم نشود، من ذکر نمی گویم، هم باید ذکر گفت و هم شرایط اثرگذاری ذکر را فراهم کرد.

خداو ند می فرماید:«یا ایها الذین آمنوا اذکرواالله ذکراً کثیراً؛خداوند را زیاد یاد کنید». مراد از ذکر کثیر ـ که هم ذکرهای زبانی را شامل می شود و هم ذکرهای قلبی را ـ این است که انسان در همه حال به یاد خدا باشد و او را یاد کند.



منبع :http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/5305/49586

ذکر

«یا ایها الذین آمنوا ذکروالله ذکرا کثیرا؛(سوره احزاب، آیه42)


ذکر، شاید تنها عبادتی باشد که قیدهای:زمانی، مکان، حالت، کمیت(مقدار)، کیفیت و…در آن وجود ندارد. «الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم؛(سوره آل عمران، آیه191)

باز در سوره دیگر می فرماید:«فاذا اقضیتم الصلوه فذکروا الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبکم؛(سوره نساء، آیه 103)

حج هم مکان و هم زمان مشخص دارد نماز هم وقت مشخصی دارد و هم مقدار آن مشخص است و هم کیفیت آن یعنی جهر و اخفاط آن خمس و زکات نیز مقدار و زمان آن مشخص است ولی ذکر از تمام قیدها رهاست، هر موقع و هر کجا و هر مقدار و به صورت آشکارا و پنهان می توان ذکر گفت و بیاد خدا بود.

معنای ذکر:

لسان العرب می گوید:«منظور از ذکر حمد خدا و پاک دانستن او و منزه کردن او از هر عیبی و یگانه دانستن او و سپاس بر او با تمام حمدهایش می باشد.»

همچنین ذکر به معنای؛ به خاطر سپردن، به خاطر آوردن و بیاد آوردن نیز می آید.

کلمه ذکر و مشتقات آن در قرآن به معانی متفاوتی آمده است، از جمله: به یاد آوردن، یاد کردن، حفظ کردن، پند گرفتن، قرآن، نماز و…

انواع ذکر

گاهی اوقات ذکر فقط بر زبان جاری می گردد که به آن«ذکر زبانی» گویند که ممکن است آهسته یا بلند گفته شود، در بعضی مواقع نیز ذکر علاوه بر زبان با اخلاص در نیت همراه است که به آن«ذکر قلبی» گویند، سومین مرحله از ذکر موقعی است که ذکر در رفتار و گفتار و کردار فرد تأثیر گذار باشد و او را از گناه بازدارد که این والاترین عمل از جهت ارزش و تأثیرگذاری است و بالاترین سعادت و کلید تمام امور است.

چرا باید ذکر گفت؟(نیاز به ذکر)

ذکر و یاد خداوند پاسخگوی ندای فطرت است، چرا که فطرت انسان با عشق به خداوند سرشته شده است. آدمی به دنبال علم قدرت، حیات و کمال مطلق است، اما در مصداق گاهی دچار اشتباه می شود و دیگری را موقتاً محبوب خویش قرار می دهد، لیکن همه این تلاش ها برای یافتن حقیقت وجود خویش و شناخت منبع هستی است تا هم شکر او را بجای آورده باشد و منعم واقعی را بشناسد و هم با ذکر و یاد او خود را در جریان فیض او قرار دهد و خویشتن را از نقایص برهاند.

انسان می داند که بدون ذکر و یاد خداوند حیات معنوی ندارد، همچنانکه ماهی بودن آب و انسان بدون اکسیژن حیات جسمانی ندارد. انسان بدون حیات معنوی و ذکر، همچون مرده متحرک است، لذا حیات خویش را در ارتباط با خداوند جستجو می کند.

منبع :http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/5305/49586