تبلیغات
اذکار و جملات ناب - مطالب jalal

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

دعای غریق

احادیث منتخب

در آخرالزمان این دعا را ڪہ دعاے تثبیت
دین است را زیاد بخوانید:


مداومت کردن بر خواندن دعایی که شیخ صدوق به سند خود، از عبد اللَّه بن سنان روایت کرده که گفت: حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق ‏علیه السلام فرمود: پس از این، شبهه ‏ای شما را خواهد رسید، که بدون نشانه دیده شدنی و امام هدایت کننده ‏ای خواهید ماند و از آن نجات نمی‏یابد، مگر کسی که دعای غریق را بخواند. راوی گوید: عرضه داشتم: دعای غریق چگونه است؟ فرمود: چنین بگوید:

 «یا اَللَّهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ»؛ 

ای خداوند! ای رحمان! ای مهربان! ای دگرگون کننده دل‏ها! دل مرا بر دینت پایدار کن.

اسم اعظم خدا چیست؟


آقا! اسم اعظم خدا چیست؟

یکی از علماء می فرمودند: شخصی خدمت یکی از علمای بزرگ آمد و گفت: آقا! اسم اعظم خدا چیست؟)).
عالم بزرگوار او را در نزد خود نگه داشت تا این که در یک شب بسیار سرد آن مرد را صدا زد و فرمود: همین الآن به فلان نقطه از بیابان کنار شهر برو در آنجا چاهی وجود دارد یک مقدار از آن چاه آب بیاور، این بنده خدا به راه افتاد و خود را به آن چاه رسانید و مقداری آب برداشت و برگشت. در مسیر بازگشت ناگهان شیر درنده ای مقابلش ظاهر شد او دست و پای خود را گم کرد و نگران و مضطرب شد فریاد زد بسم الله الرحمن الرحیم یا الله و به زمین افتاد و غش کرد وقتی به هوش آمد دید از آن شیر خبری نیست. خود را به منزل آن عالم بزرگوار و اهل معنی رسانید عالم به او فرمود: چرا اینقدر دیر کردی؟)).
آن مرد جریان را برای عالم تعریف کرد عالم فرمود: همین کلمه ای را که گفتی خودش اسم اعظم خدا بود چون از صمیم دل و در حالت اضطرار بیان شده بود، شرایطش باید فراهم گردد تا به هدف اجابت برسد شما هم در آن حالت ترس و دلهره و اضطراب دل از همه بریدی سیم دل خود را از همه قطع نمودی و به خدا متصل کردی و گفتی: بسم الله الرحمن الرحیم یا الله**مولوی: معنی الله گفت آن سیبویه - یولهون فی الحوائج هم الیه . *** شرایط فراهم شد و دعایت مستجاب گردید**


منبع:

ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 2، 81 80، به نقل از: داستان هایی از سوره حمد، 131.***.
آنکه شد دور از خدا در چنگ شیطان اوفتد - بره دور از شبان را گرگ صحرا می خورد .

خود خواهی و خداخواهی

عارفی که ۳۰ سال مرتب ذکر می گفت: استغفر الله.
مریدی به او گفت: چرا این همه استغفار می کنی، ما که از تو گناهی ندیدیم.
جواب داد: سی سال استغفار من به خاطر یک الحمد لله نابجاست!
روزی خبر آوردند بازار بصره آتش گرفته، پرسیدم: حجره من چه؟
گفتند: مال شما نسوخته…
گفتم: الحمدلله…
معنیش این بود که مال من نسوزد مال مردم به درک!
آن الحمدلله ازسر خودخواهی بود نه خداخواهی.

چه قدر از این الحمدلله ها گفتیم و فکر کردیم شاکریم؟!


اگر نعمت فراوان نیست، قطعا بدانیم كه شكر نكرده‌ایم


اگر نعمت فراوان نیست، قطعا بدانیم كه شكر نكردهایم. این همه ابتلائات و گرفتاریهاى ما در اثر ناشكرى و كفران نعمتهاى ما است؛ 

زیرا خداوند سبحان مىفرماید: "و لئن كفرتم ان عذابى لشدید"(1) اگر سپاسگزارى كنید، قطعا نعمت خود را براى شما زیاد مىكنم؛ و اگر ناسپاسى كنید، به راستى كه عذاب من سخت و شدید است.

 یعنى: شكر، موجب ازدیاد نعمتهاست، و اگر شكر نكردید خبرى از ازدیاد نیست، لذا اگر دیدیم ازدیاد نیست، شك نكنیم و بدانیم كه شكر نیست؛ چرا كه ازدیاد نعمت معلول علت است كه همان شكر است. پس اگر معلول(یعنى ازدیاد) نیست، براى آن است كه علت آن-كه شكر است- نیست. 

شكر، معناى وسیعى دارد و منظور از آن طاعت خداست، فقط "الحمد لله" زبانى نیست، هر چند آن هم یكى از مراتب شكر است. طاعت خدا، شكر خدا است

بنابراین، "لئن شكرتم لأزیدنكم" یعنى: "لئن أطعتم لأزیدنكم" و "و لئن كفرتم" یعنى "لئن عصیتم و خالفتم، "ان عذابى لشدید"." سپاسگزارى از نعمت به معناى طاعت خداست كه موجب افزایش نعمت مىشود، كفران نعمت هم به معناى عصیان الهى و موجب عذاب از ناحیهى او است. پس هر جا گرفتارى و بلایى و عذابى بر سر ما آمد، بدانیم جلوتر از آن، زمینهى گره و گرفتارى و ابتلا را خود فراهم كردهایم؛ یا با ترك واجب، و یا با ارتكاب كار حرام، و یا ترك مستحب خیلى شدید و مؤكد، و یا با انجام شبهات. اگر ما الآن به حسب ظاهر همین كه بدانیم تارك واجب یا فاعل حرام نیستیم، جا دارد كلاهمان را از شادمانى به هوا بیندازیم.

1. سورهى ابراهیم، آیهى 7

دستور ندادن به دیگران

ما نه تنها به مقامات اهل بیت-علیهم السلام- جاهلیم، بلكه نمىتوانیم حرف از علما و مقامات آنها هم بزنیم،
 زیرا عجایب و غرایب در علمیت و اعلمیت و مقامات عملیه
ى آنها نقل شده است.
شخصى مى
گوید: دو سه ساعت بعد از گذشتن وقت نماز ظهر نزد مرحوم میرزا محمد تقى شیرازى رفتیم و دیدیم جلوى ایشان آبگوشت گذاشتهاند و ایشان میل نفرمودهاند. سؤال شد: چرا میل نفرمودهاید؟ فرمود: آخر نانش را نیاوردهاند! حاضر نبود به كسى دستور بدهد.

دنیا و آخرت انسان در دست خدا

آیت الله بهجت می فرمودند :

""اگر کسی بفهمد دنیایش، نظیر آخرتش به دست خداست و او است که مطلب دارین(1) را امضا می
کند،‌ خیلی راحت میشود. در عین این که برای تجارت، یکی به غرب میرود و یکی به طرف شرق، ولی همه از یک کیسه استفاده میکنند و همه باید از یک جا امضا شود، ‌با این حال شخص غافل همه را به خود نسبت میدهد!"""

1. دنیا و آخرت

فرجام ظلم ومعصیت از زبان ایت الله بهجت

آقاى عزیز، ظلم نكن؛
زیرا: "الملك یدوم مع الكفر، و لا یدوم مع الظلم." "سلطنت با كفر پایدار مى‌ماند، ولى با ظلم پایدار نمى‌ماند." همیشه كه نمى‌توانى ظلم كنى.
یهودى‌ها وقتى كه مسلمان‌ها را در گوشه‌اى تنها پیدا مى‌كردند، آن‌ها را ضرب و شتم و اذیت مى‌كردند؛ ولى باید بدانیم كه همیشه نمى‌توانیم ظلم كنیم.

 معصیت هم ظلم به نفس است، معصیت مانند آن است كه انسان لب چاه هزار مترى برود و بگوید: مى‌توانم خود را به داخل چاه بیندازم، و به نظرش معصیت كار آسانى است، ولى عاقبت و فرجام آن چه؟ و چه بسا انسان را به اسفل سافلین و دركات جهنم برساند.

40سال دعا برای یک حاجت

ازبان ایت الله بهجت نقل شده است که:

استاد ما، مرحوم آقا سید على قاضى مى
فرمود: "براى حاجتى چهل سال بعد از نماز دعا مىكردم، بعد معلوم شد كه مصلحت نبوده است."