تبلیغات
اذکار و جملات ناب - مطالب خرداد 1395

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

اگر نعمت فراوان نیست، قطعا بدانیم كه شكر نكرده‌ایم


اگر نعمت فراوان نیست، قطعا بدانیم كه شكر نكردهایم. این همه ابتلائات و گرفتاریهاى ما در اثر ناشكرى و كفران نعمتهاى ما است؛ 

زیرا خداوند سبحان مىفرماید: "و لئن كفرتم ان عذابى لشدید"(1) اگر سپاسگزارى كنید، قطعا نعمت خود را براى شما زیاد مىكنم؛ و اگر ناسپاسى كنید، به راستى كه عذاب من سخت و شدید است.

 یعنى: شكر، موجب ازدیاد نعمتهاست، و اگر شكر نكردید خبرى از ازدیاد نیست، لذا اگر دیدیم ازدیاد نیست، شك نكنیم و بدانیم كه شكر نیست؛ چرا كه ازدیاد نعمت معلول علت است كه همان شكر است. پس اگر معلول(یعنى ازدیاد) نیست، براى آن است كه علت آن-كه شكر است- نیست. 

شكر، معناى وسیعى دارد و منظور از آن طاعت خداست، فقط "الحمد لله" زبانى نیست، هر چند آن هم یكى از مراتب شكر است. طاعت خدا، شكر خدا است

بنابراین، "لئن شكرتم لأزیدنكم" یعنى: "لئن أطعتم لأزیدنكم" و "و لئن كفرتم" یعنى "لئن عصیتم و خالفتم، "ان عذابى لشدید"." سپاسگزارى از نعمت به معناى طاعت خداست كه موجب افزایش نعمت مىشود، كفران نعمت هم به معناى عصیان الهى و موجب عذاب از ناحیهى او است. پس هر جا گرفتارى و بلایى و عذابى بر سر ما آمد، بدانیم جلوتر از آن، زمینهى گره و گرفتارى و ابتلا را خود فراهم كردهایم؛ یا با ترك واجب، و یا با ارتكاب كار حرام، و یا ترك مستحب خیلى شدید و مؤكد، و یا با انجام شبهات. اگر ما الآن به حسب ظاهر همین كه بدانیم تارك واجب یا فاعل حرام نیستیم، جا دارد كلاهمان را از شادمانى به هوا بیندازیم.

1. سورهى ابراهیم، آیهى 7

دستور ندادن به دیگران

ما نه تنها به مقامات اهل بیت-علیهم السلام- جاهلیم، بلكه نمىتوانیم حرف از علما و مقامات آنها هم بزنیم،
 زیرا عجایب و غرایب در علمیت و اعلمیت و مقامات عملیه
ى آنها نقل شده است.
شخصى مى
گوید: دو سه ساعت بعد از گذشتن وقت نماز ظهر نزد مرحوم میرزا محمد تقى شیرازى رفتیم و دیدیم جلوى ایشان آبگوشت گذاشتهاند و ایشان میل نفرمودهاند. سؤال شد: چرا میل نفرمودهاید؟ فرمود: آخر نانش را نیاوردهاند! حاضر نبود به كسى دستور بدهد.

دنیا و آخرت انسان در دست خدا

آیت الله بهجت می فرمودند :

""اگر کسی بفهمد دنیایش، نظیر آخرتش به دست خداست و او است که مطلب دارین(1) را امضا می
کند،‌ خیلی راحت میشود. در عین این که برای تجارت، یکی به غرب میرود و یکی به طرف شرق، ولی همه از یک کیسه استفاده میکنند و همه باید از یک جا امضا شود، ‌با این حال شخص غافل همه را به خود نسبت میدهد!"""

1. دنیا و آخرت

فرجام ظلم ومعصیت از زبان ایت الله بهجت

آقاى عزیز، ظلم نكن؛
زیرا: "الملك یدوم مع الكفر، و لا یدوم مع الظلم." "سلطنت با كفر پایدار مى‌ماند، ولى با ظلم پایدار نمى‌ماند." همیشه كه نمى‌توانى ظلم كنى.
یهودى‌ها وقتى كه مسلمان‌ها را در گوشه‌اى تنها پیدا مى‌كردند، آن‌ها را ضرب و شتم و اذیت مى‌كردند؛ ولى باید بدانیم كه همیشه نمى‌توانیم ظلم كنیم.

 معصیت هم ظلم به نفس است، معصیت مانند آن است كه انسان لب چاه هزار مترى برود و بگوید: مى‌توانم خود را به داخل چاه بیندازم، و به نظرش معصیت كار آسانى است، ولى عاقبت و فرجام آن چه؟ و چه بسا انسان را به اسفل سافلین و دركات جهنم برساند.

40سال دعا برای یک حاجت

ازبان ایت الله بهجت نقل شده است که:

استاد ما، مرحوم آقا سید على قاضى مى
فرمود: "براى حاجتى چهل سال بعد از نماز دعا مىكردم، بعد معلوم شد كه مصلحت نبوده است."

شرایط استجابت دعا از زبان ایت الله بهجت

جهت دعا این امور لازم است:
 1- ثنا و تعظیم و تمجید ساحت مقدس حضرت حق-تبارك و تعالى- 2- اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن، كه تقریبا به منزله‌ى توبه یا ملازم آن است. 3- صلوات بر محمد و آل محمد-علیهم السلام-، كه وسیله و واسطه‌ى فیض هستند. 4- بكا و گریه، و اگر نشد تباكى، ولو خیلى مختصر. و بعد از این‌ها درخواست حاجت كه در این صورت، برآورده شدن حاجت برو و برگرد ندارد. البته اگر این مطالب(یعنى ثنا و تعظیم و تمجید، اقرار به گناهان، صلوات، و بكا و تباكى) در سجده باشد، مناسب‌تر است. و تأثیر بكا در این میان به جایى مى‌رسد كه در عمل ام داود و نیز در قنوت وتر آمده است: "فان ذلك علامة الاجابة"(1) این نشانه‌ى مستجاب شدن(دعا) است. و در اذن دخول ائمه‌ى اطهار-علیهم السلام- نیز وارد شده است: "فهو علامة(القبول و) الاذن"(2) این علامت اذن(دخول و قبولى) است.
یعنى: راه تكوینى است به خدا و ارتباط با غیب است، البته براى كسى كه این مطالب را باور كند.


منبع:. بحارالانوار، ج95، ص404، اقبال الاعمال ص663

2. بحارالانوار، ج97، ص211؛ ج418، ص199

چگونه علما صاحب کرامت و مقامات شده اند

احادیث منتخب

از منظر ایت الله بهجت  چگونه علما صاحب کرامت و مقامات شده اند ؟؟؟
اگر ما از علمای سابق بپرسیم که چگونه صاحب کرامات و مقامات بودید، می
گویند:
 به جهت آن که شما احکام را به پنج قسم تقسیم کرده
اید: واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح؛ ولی ما رعایت مستحبات و سنن را مثل واجبات بر خود لازم میدانستیم، هم چنین مکروه و حرام را در مقام تنزیه و ترک یکی میدانستیم.
 به حدی که گذاشتن پای چپ بدون عذر در وقت ورود به مسجد برای ما مشکل بود مگر برای بیان حکم، و جواز آن.

سخن ایت الله بهجت درباره ذکر سنگین

گاهی به مطالب و دستورات روشن و آسان شرعی که می‌دانیم، عمل نمی‌کنیم و آن گاه نزد اساتید معرفت و اخلاق و تربیت می‌رویم و تقاضای ذکری سنگین‌تر و مطالبی بالاتر از آن چه لازم داریم می‌کنیم. در سطح کلاس اول هستیم و تکلیف سال هفتم را می‌خواهیم. این علامت آن است که نمی‌خواهیم از راه صحیح بالا برویم و به کمالات و درجات عالی معنوی برسیم!
ای کاش می‌دانستیم صلاح دین و دنیای ما در تمسّک به انبیاء و اولیاء و تمسّک به قرآن و عترت است!